خرید بک لینک

کاش منو ببخشی تویی که ندیدمت و نمیشناسمت کاش حسابمون نمونه برای قیامت، من بیشتر از تو زجر میکشم نمیدونم چرا بعد سالها این داستان تکرار شد ولی این بار جای فاعل و مفعول عوض شده ، فاعل داستان اول رو هرگز نبخشیدم هنوز قلبم درد میگیره از یادآوریش ..........

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۲۵ساعت 21:39 توسط قووم |

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 8:01

باز فراموش کردم زمان و مکان رو ! وحشت زده از پنجره نگاه کردم ولی هیچی یادم نیومد هیچی ، کی قراره تموم بشی؟

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۸ساعت 20:2 توسط قووم |

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 2:15

بهشت بوسه دیروز صبح ات بود توی آسانسور ، دوستت دارم هزار بار.

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 6:32

پیرمرد دستفروش صدام میکنه بی حوصله برمیگردم سمتش ، چقد شبیه بابامه چشماش مدل خندیدنش ، چین و چروک های صورتش و نگاه مغرورش .....میپرسه جوراب گرم نمیخوایی؟ همشهری هستیم باهات ارزون حساب میکنم!هر جی پول تو کیفم بود رو دادم و جوراب خریدم ، نشسته ام جلو بخاری و یکی از جورابا پامه ، یخ زده ام ، تاوان دل گرفته امو چشمهام دارن پس میدن.

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۰۵ساعت 13:57&nbsp توسط قووم |

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 6:32

غر زدن های دیشبم و بهانه گیری هام عمدی بود میخواستم بیشتر کنارم باشی بیشتر نگام کنی بگی جانم و من قلبم تندتر از همیشه بزنه .دوستت دارم همسرجان!

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۱۵ساعت 16:11&nbsp توسط قووم |


برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 6:32

نمیدونم دنیای شما چه خبره ولی اینجا روی زمین اندوه تمام نشدنیه ، اونجا دیدار دوباره دو رفیق نباید غمگین باشه ، بعد تو ادریس برادر بوده برامون اما من حتی از دلداری دادن دخترانش عاجزم .

+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۶/۰۹/۲۵ساعت 13:9&nbsp توسط قووم |


برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 6:32

صفحه بندی